دو ماه بعد از زندگیمان بود که دوستم بهم گفت غاده من یک چیز در ازدواجت برایم روشن نشد .تو همیشه از خواستگارات ایراد میگرفتی که این قد بلنده این کوتاه.......حالا چطور دکتر که کچل بود را انتخاب کردی".یادمه چطور با تعجب دوستمو نگاه میکردم حتی دلخور شدم گفتم مصفی من کچل نیست دوستم فک کرد دیوونه شدم که نمیدونم.اون روز وقتی مصطفی اومد نگاش کردم گفتم دکتر تو کچلی من نمیدونستم و شروع کردیم به خندیدن.همیشه امام موسی صدر میگفت مصطفی چکا کردی که غاده تو رو ندید

در فرودگاه بیروت یک افسر مسیحی با درجه بالا وقتی پاسپورتمو دید گفت چمران دشمن ما بود با ما میجنگید ولی مرد شریفی بود. بعد اومد باهام بیرون گفت ماشین نیامده دنبالتون؟ گفتم مهم نیست. خندید و گفت"درسته تو زن چمران هستی:

دکتر چمران"

تولد:18 اسفند1311

ازدواج با غاده چمران:1356

بازگشت به ایران(به دستور امام):1357

شهادت:31خرداد1360



موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٠ | ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()