نمی دانم...

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوکتی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را



موضوعات مرتبط: ادبی

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٩ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()