سلام این خره منه. نه نه اشتباه نکنید من خر چرون نیستم .13بدر امسال یه گله گوسفند دیدیم که چوپانش یه خر داشت ما هم از خدا خواسته چیک چیک باهاش عکس میگرفتیم. الاغ خوشگلی بود

چند سال پیش که رفته بودیم استخر ماهی یکی از دوستای بابام یه چوپانی بود که الاغشو نبسته بود ازش پرسیدیم که چرا نبستیش میره ها گفت نه بابا این هر ماه چند روزی میره باز خودش پیدا میشه یعنی میره هوا خوری بخاطر همی یا الاغن هم مطمنم گم نمیشه.نیشخند........همون چوپان یه اسبی داشت ازش اجازه گرفتم که سوارش بشم جا پا نداشت اسب بلند قدی هم بود هر کاری کردم نتونستم سوارش بشم تصمیم گرفتیم روی یه سنگی که اون جا بود برم آقا چشمتون روز بد نبینه پام سر خورد و افتادم زیر پاهای اسب اه اه اهسبز.بالاخره سوارش شدم و سواری خوردم اما بعدش از دل دردی که از سوار شدن اسب گرفتم از دهنم اون روز در اومد



موضوعات مرتبط: خاطرات

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٤ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()