سلام ادامه مطلبو بخونید


من خیلی تنهام تنهام بهنون خیلی حسودیم میشه آخه شما دختر یا پسر همسایه هم سن و سالتونو دارید اما من چی .........من نه دختر خاله دارم نه دختر عمه نه دختر دایی ..........دختر عمو هام همه کوچولواند ........انگار خدا هرچی پسر آفریده تو خاندان ما آفریده.......بدشانسی دوستای مامان و بابام که دختر دارن بزرگ و ازدواج کردن.....خیلی دوست داشتم یه دختر خاله داشتم که باهاش میرفتم بیرون رازهای دلمو بهش میگفتم .......باهم عکس میگرفتیم.....دعوا میکردیم....خونه های همدیگه میرفتیم.......خوش بحالتون قدر همدیگرو بدونین..........با پسر عموهام جور نیستم پیششون راحت نیستم نمیدونم شاید بخاطر اینکه دیر به دیر همدیگرو میبینیم چون ما شهر دیگه زندگی میکنیم البته ازشون خوشم نمیاد.........من فقط دوستامو دارم الناز و معصومه خب اونارو فقط تو دوران مدرسه میبینم..........تنها دل خوشی من وبلاگم و جدول حل کردن و.....ای خدا چی میشد من یه آبجی داشتم که تو اتاق هم زندگی میکردیم...



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٥ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()