انسان جزیی از یک کل .که ما آن را <عالم> مینامیم. جزیی که محدود به زمان و فضا است. او خود افکار و احساساتش را به  عنوان چیزی جایی جدای بقیه عالم تجربه میکند. که میتوان آن را نوعی خطای باصره در خود آگاهیش دانست. این خطا برای ما نوعی زندان است که ما را به امیال شخصی و ابراز عواطف نسبت به چند نفری که از همه به ما نزدیکتر محدود میکند. وظیفه ی دشوار ما باید این باشد که خود را از این زندان نجات دهیم و دایره عواطف خود را گسترش دهیم تا همه موجودات زنده و سراسر طبیعت را با تمام زیبائیهاش در بربگیرد. هیچکس قادر نیست کاملا به این هدف دست یابد. اما تلاش برای نیل به آن خود بخشی از روند آزادی برای امنیت درونی است.



موضوعات مرتبط: بزرگان

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٦ | ٩:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()