سهرابی رستم ندیده

روزگاران گذشت  حافظه ها از حافظ پر شد سعادتمندان سعدی را زمزمه کردند و نظم نظامی ها داستانسرای مچنون های بی لیلی بود و ...همه قند مکرر اما...قند تاریخی.کسی صدای پای آب را نشنید هیچکس چشم هایش را نشست تا دنیارا جوری دیگر ببیند و سرایندگان به گل سوسن شما خطاب می کردند مبادا چینی هزار بار شکسته شان که از تشبیهات مکرر شکستهای آنچنانی خورده بود بار دیگر ترک بردارد!!

کسی یارای آن نبود که بگوید تا شقایق هست زندگی باید کرد و کسی جرات نداشت که بگوید :اگر مرگ نباشد دست زندگی خالی است...قطار خالی سیاست و حرف همچنان به پیش می رفت تا...

تا آنکه روزی مردانه مردی از دیار دیلمان دیار هفت خوان رستم فریاد بر اورد که :آی آدماکه در ساحل نشسته شاد و خندانید هیچ میدانید که شعر وشاعری در حال غرق شدن است؟واین هل من ناصر ادبی را ساحل نشینان در و نشناس پاسخ گفت ...واز ان میان فریاد سهراب از همه بالاتر بود سهرابی رستم ندیده بی کاشانه ای اهل کاشان که پیشه اش نقاشی بود

/ 2 نظر / 11 بازدید
ابزار رايگان

سلام با قرار دادن ابزار مناسب و کاربردي در سايت يا وبلاگ خود بازديدتان را چند برابر کنيد براي مشاهده ابزار به لينک زير برويد : http://www.parmisfun.com/abzar.php با تشکر

محمدهادی

سلام.خوبید شما؟یه جوان 30ساله هستم چندین سال قصد دارم ازدواج کنم ولی بخاطر مشکلات مالی نمی توانم ازدواج کنم اگر امکانش هست به من کمک مالی کنید تا ازدواج کنم ممنون.شماره تماس 09033052928. شماره عابربانک ملی(6037997213792667 )قربانی هستم.متشکرم.الله وکیلی اگر ناچار نبودم این پیام نمیدادم